می توان تنها شد

می توان زار گریست

می توان دوست نداشت

و دل عاشق آدمها را زیر پا له کرد

می توان چشمی را

به هیاهوی جهان خیره گذاشت

می توان صدها بار علت غصه ی دل را فهمید

می توان...

می توان بد شدو بد دیدوبد اندیشه نمود

آخرش هم می توان تنها رفت...

با جهانی همه اندوه و غم بدبختی...

یادگاری؟

همه جا تلخی و سردی و غرور

فاتحه؟!خوب شدرفت!عجب آدم بد خلقی بود!!

ولی ای کودک زیبای دلم،آن ور سکّه تماشا دارد.