کلام شریعت
می توان تنها شد
می توان زار گریست
می توان دوست نداشت
و دل عاشق آدمها را زیر پا له کرد
می توان چشمی را
به هیاهوی جهان خیره گذاشت
می توان صدها بار علت غصه ی دل را فهمید
می توان...
می توان بد شدو بد دیدوبد اندیشه نمود
آخرش هم می توان تنها رفت...
با جهانی همه اندوه و غم بدبختی...
یادگاری؟
همه جا تلخی و سردی و غرور
فاتحه؟!خوب شدرفت!عجب آدم بد خلقی بود!!
ولی ای کودک زیبای دلم،آن ور سکّه تماشا دارد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۰۵ ساعت 8:51 توسط علی تابان
|