بازی های دبستانی
- مهمان ناخوانده
اهداف آموزشی:
مهارتی: توانایی اجرای نقش
دانشی: آشنایی با داستانهای زیبای ملی
نگرشی: ایجاد علاقه و محبت نسبت به حیوانات
در این گونه آموزش با قرار دادن وسایلی مانند: پاكت و مداد شمعی، بچه ها شكلهایی از قبیل خروس، جوجه، سگ، گربه، مادر بزرگ،كلاغ،كبوتر و مرغ را بر روی پاكت میكشند و با آنها قصه زیبایی خانه مادر بزرگ را بازی میكنند و قصه از این قرار است:
مادربزرگی در منزل خودش تنها زندگی میكرد، خیلی مهربون بود. یك روز كه تنها نشسته بود و باران سختی میبارید یك صدایی شنید: (در این حال بچه ها با زدن خودكار بر روی میز صدای در زدن را در میآوردند.) تق تق تق. خاله پیر زن قصه ما نگاهی به در كرد و گفت: (در این حال دانش آموزی كه نقش مادربزرگ را بازی میكند با عصا و صدای لرزان میگوید كیه كیه در میزند؟ از پشت در صدای گربه ای آمد: (در این حال همه بچه ها با هم دست میزنند و این شعر را میخوانند
صدا، صدای آشناست، بگو كه این صدای كیست، به من بگو صدای آشنای كیست؟ (در این حال دانشآموز ی كه نقش مادر بزرگ را بازی میكند، نزدیك در خانه میرود و میگوید
كیه كیه در میزند؟ (دانشآموزی كه صدای گربه را در میآورد و پاكتی كه شكل گربه بر روی آن كشیده شده را در دست دارد وارد میشود و میگوید
میو، میو، خاله پیرزن من میتوانم امشب اینجا بمانم؟
دانشآموزی كه نقش پیرزن را بازی میكند میگوید: اگر دلت میخواهد میتوانی اینجا بمانی و با من زندگی كنی و با هم به داخل خانه رفتند. بیرون خانه خاله پیرزن باران همچنان مشغول باریدن بود. (در این حال بچه ها با زدن انگشتان خود روی میز صدای باران را در میآورند.) خاله پیرزن كه با گربه داخل خانه نشسته بود دید دوباره صدا میآید. (دوباره بچه ها با زدن خودكار روی میز صدای در را در میآوردند.) تق تق تق.
خاله پیرزن گفت كیه كیه در میزند در این حال صدای قو قو لی قو قو از پشت در به گوش رسید. (در این حال دوباره بچه ها با هم دست میزنند و این شعر را میخوانند صدا، صدای آشناست بگو كه این صدای كیست؟ به من بگو صدای آشنای كیست؟ (دانشآموزی كه صدای خروس را در میآورد و پاكتی كه شكل خروس بر روی آن كشیده شده را در دست دارد وارد میشود و میگوید
قو قو لی قو قو، قو قو لی قو، (در این حال بچه ها با دست زدن این شعر را میخوانند
خروس پر طلایی قو قو لی قو قو میكند، همه رو صدا میكنه. میگه: آهای آهای خبردار پاشید، برید سركار. خروس داخل میشود و به خاله پیرزن میگوید: میشود من اینجا بمانم؟
خاله پیرزن در پاسخ میگوید: بله اگر دلت میخواهد میتوانی اینجا بمانی و با من زندگی كنی! اما همچنان از آمدن خروس چیزی نگذشته بود كه دوباره صدای تقتق آمد. (در این حال دوباره بچه ها با زدن خودكار روی میز صدای در زدن را در آوردند.) از پشت در صدای قاقار كردن كلاغی می آمد. (دوباره بچه ها با دست زدن این شعر را خواندند. صدا، صدای آشناست، بگو كه این صدای كیست؟ به من بگو صدای آشنای كیست؟)
مادر بزرگ نزدیك درب میرود و میپرسد كیه كیه در میزند؟ (در همین حال دانشآموزی كه پاكتی در دست دارد و روی آن شكل كلاغی كشیده شده وارد میشود و میگوید قارقار، مادر بزرگ من میتوانم امشب پیش شما بمانم؟ مادر بزرگ میگوید: بله اگر دلت میخواهد میتوانی اینجا بمانی و با من زندگی كنی: (در همین حال بچه ها دست میزنند و این شعر را میخوانند
كلاغ می گه قارقار دستاتو بشور موقع نهار.
پیرزن و كلاغ با هم رفتند و داخل خانه نشستند. خانه خاله پیرزن پر از شادی بود. اما بیرون خانه باران شدیدی میآمد. (در این حال بچه ها دستهای خود را محكم بر روی میز میزنند و صدای باران شدید و تند را در میآورند.) مادر بزرگ مشفول صحبت با حیوانات بود؟ دوباره صدا شنید.
و این روند همچنان ادامه داشت. به طوری كه حیواناتی مثل: خرگوش، كبوتر و سگ هم به جمع اضافه شدند و خاله پیرزن اجازه داد تا با او زندگی كنند. خلاصه حیوانات قصه ما نه تنها آن شب را پیش خاله پیرزن ماندند بلكه سالهای سال به خوبی و خوشی با هم زندگی كردند.(در این موقع كه قصه تمام شد بچه ها به كمك مربی كه قصه را تعریف میكرد همدیگر را تشویق كردند.)
- گردو شكستم
اهداف آموزشی:
مهارتی: رعایت نظم و ترتیب
دانشی: آشنایی با بازیهای ملی
نگرشی: ایجاد و تقویت نگرش مثبت به رعایت نظم و هماهنگی در كارها .
در این آموزش به بچهها بازی گردو شكستم را یاد میدهیم. بدین ترتیب كه بچه ها را به دو گروه تقسیم می كنیم. روی زمین دو خط بلند زیگزاگ میكشیم و سر هر دو طرف یك ظرف پر از گرو قرار میدهیم، از هر گروه یك نفر را انتخاب میكنیم و این دو نفر در دو طرف خط قرار میگیرند و با شمارش 1و2و3 بچههای گروه اول میگویند: گردو و بچه های گروه دوم میگویند: شكستیم.
در این هنگام هر دو نفر از روی خطهای زیگزاگ عبور میكند
و نباید پایشان از روی خط بیرون برود و باید تعادل خود را حفظ كنند، اگر
بدین ترتیب عمل كردد و بردند از سمتی كه به آنجا رسیدند 2 عدد گردو بر میدارند و داخل گروه میشوند. بدین ترتیب دو نفر، این كار را انجام میدهند تا تمام بچهها این بازی را انجام دهند. در آخر اگر دو گروه مساوی شدند، همه دور هم جمع میشوند و گردوها را با سنگ میشكنند و میخورند.